ورود

دیجیلاگ

یک تصور اشتباه !

بسیاری از صاحبان کسب و کار و متخصصان علم داده تصور می کنند، استفاده از قدرت نهفته در داده های خام صرفا برای کسب و کارهای بزرگ معنا و مفهوم دارد. برخی دیگر تصور می کنند شرکتهایی که اصولا بر پایه داده بنا شده اند باید به اهمیت داده ها بها داده و آنرا در کسب و کار خود بکار گیرند.

اما باید گفت تمام این پیش فرض ها اشتباه است. جالب است بدانیم که شرکتی در ژاپن وجود دارد که در سال 1700 میلادی (یعنی بیش از 300 سال قبل) از داده های جمع آوری شده از مشتریان و تحلیل آنها برای بازاریابی داده-محور بهره می برده است. شرکت کونگو گومی از سال ۵۷۸ میلادی که فعالیتش را آغاز کرد، تاکنون، در طول بالغ بر ۱۴۰۰ سال، توسط خانواده کونگو مدیریت می‌شد. مدیران زیرک کونگو گومی می دانستند که با کمک داده هایمشتریان می توانند محصولات و خدمات بهتری ارائه کنند. شگفت انگیز است که در آن سال ها این شرکت دارای یک سیستم CRM بود و ارتباط تنگاتنگی با مشتریان خود داشت.

بنابراین ابزارها و فناوری های امروز صرفا تسهیل کننده فعالیت ها و فرایندهای بنگاهها هستند و به خودی خود اصالت ندارند. آنچه اصالت دارد، مدل کسب و کار و در قلب آن، ارزش پیشنهادی است که برای مشتری جذابیت ایجاد می کند. رمز بقاء در بازارهایی که هر روز پیچیده تر و مبهم تر می شوند، چیزی نیست به جز خرد ورزی و بصیرت مدیران ارشد و صاحبان کسب و کار. خرد ورزی یعنی انتخاب گزینه درست از بین تعداد بیشماری انتخاب و این میسر نمی شود بدون داشتن اطلاعات از محیط پیرامون.

گزافه گویی نیست اگر بگوییم ما در عصر داده زندگی می کنیم و داده ها ما را احاطه کرده اند. به هر سو نگاه کنیم سنسورهایی را می بینیم که در حال جمع آوری داده ها و ارسال آنها به مراکز تحلیل داده هستند.امروز رقابت شرکت های بزرگ مانند: Google - Amazon - Facebook و ... بر سر این است که در خانه ما و در کنار ما حضور داشته باشند. و این مهم را به هر نحوی که تصور کنید دنبال می کنند. خواه با کمک قدم شمارها باشد و یا با نصب سنسورهای سلامتی در منازل.

امروز صحبت ایجاد کارخانه داده (Data Factury) است جایی که داده ها جمع آوری، پالایش، پاکسازی، تحلیل و در نهایت قواعد کسب و کارهای آینده را می سازد. آیا شما می خواهید از این غافله عقب بمانید؟ آیا می خواهید به این روند بپیوندید؟ یا شاید شما می خواهید خودتان یک کارخانه داده راه اندازی کنید و آینده ساز باشید!؟


با ما تماس بگیرید تا در این مسیر در کنار شما باشیم.


نویسنده: احمدرضا خسروی

دسترسی به آب سالم و بهداشتی با تغییر نگرش در استفاده از فناوری ها

آب یکی از مواد مایع و فراوان‌ترین مادهٔ مرکب بر روی سطح کره زمین و بستر اولیه حیات به شکل شناخت امروزی آن است و جستجوی حیات بر روی دیگر سیارات بر اساس وجود آب مایع است. بیش از ۷۱٫۱٪ وزن یک انسان از آب تشکیل شده‌است و نیز بیش از ۶۸٪ سطح کره زمین را آب پوشانده‌است (نزدیک به ۳۶۰ میلیون از ۵۱۰ میلیون کیلومتر مربع) با این همه تنها ۳ درصد از آب‌های کره زمین شیرین و قابل نوشیدن است و باقی آن به علت محلول بودن انواع نمک‌ها خصوصاً نمک خوراکی برای نوشیدن مناسب نیست. از همین سه درصد نیز ۲٪ آن منجمد در دوقطب شمال و جنوب و بیش از ۹۴٪ به صورت شور است.

بنابراین مشکل کم آبی وجود ندارد لیکن دسترسی به آب شیرین و توزیع مناسب آب برای کشاورزی چالش جدی امروز است. با تغییراتی که بشر در اکوسیستم و محیط زیست بجود آورده، روز به روز این چالش جدی تر شده و به مشکل حادی تبدیل شده است. به نظر می رسد نوع نگاه و نحوه استفاده ما از فناوری ها باعث بروز چنین مشکلاتی شده است. و فناوری ها به خودی خود درد سر ساز نیستند. بنابراین شاید با رویکردی جدید و نگاهی نو، بتوان فناوری ها را برای رفع چالش های موجود بکار بست.

​فرض کنید، در یک کشور پلتفرم های جامعی وجود داشته باشد که تمام داده های پیرامونی و محیطی را از سیستم های مختلف مانند سیستم های هواشناسی، زمین شناسی و ... جمع آوری کرده و در یک بانک اطلاعاتی منسجم ذخیره نماید. بانک اطلاعاتی شامل حجم عظیمی از داده های سالهای گذشته بوده و همچنین داده های جاری را نیز در لحظه ذخیره و پردازش می کند. از تحلیل داده ها به الگوهایی دست پیدا می کند و همچنین تاثیر تغییرات ناشی از دخالت های بشر را نیز بر الگوها کشف می کند. تمام این فرایند توسط هوش مصنوعی و ماشین انجام می شود. همچنین میزان و الگوی مصرف آب را براساس معیارهایی مانند؛ زمان، جمعیت، محل جغرافیایی و ... را در تحلیل لحاظ می کند.

در تمام زنجیره آب شامل: اکتشاف، استخراج، ذخیره سازی، تصفیه، انتقال، مصرف و جمع آوری پسماند (فاضلاب)، سنسورها و حسگرهایی تعبیه شده است. این سنسورها اطلاعات مهم را جمع آوری و بصورت اولیه پردازش (Edge Processing) کرده و سپس به پلتفرم مرکزی ارسال می کند. تحلیل دقیق و کاربردی بر روی داده ها برای شرکت آب و تامین کنندگان، منبع ارزشمندی هستند که نه تنها قابلیت شناسایی رفتار مصرف کننده را میسر می سازند، بلکه امکان پیش بینی و برنامه ریزی را نیز فراهم می کنند.

یکی از کمترین دستاوردهای این فناوری، تخصیص منابع بصورت هدفمند، پیش گیری از بحران های کم آبی، بهینه سازی و کاهش هزینه و در نتیجه توزیع عادلانه آب خواهد بود.

نویسنده: احمدرضا خسروی

مرکز تحول دیجیتال

سیر تکامل​ سازمان داده-محور

​منظور از داشتن یک شرکت داده محور چیست؟ شرکتها به طور کلی از ابتدا به عنوان سازمان های داده محور ایجاد نمی شوند. برای اکثر سازمان ها ، این یک تحول در فرهنگ و استراتژی آنها است ، سفری که سالها طول می کشد.​


برای داده محور شدن باید 5 مرحله را طی کرد:​


1- مقاومت در برابر ​​​داده ها:
در ابتدا سازمان  در برابر داده ها مقاومت می کند. اغلب می گویند: "ما همیش​​ه این کار را انجام داده ایم" - این یک امتناع دردناک مدیران اجرایی است. سازمان ها معمولاً به دلایل مختلف در برابر داده ها مقاومت می کنند:
- داده ها ممکن است مشکلات پنهان در عملکرد آنها را آشکار نماید
- داده ها ممکن است روابط سیاسی افراد را برجسته کند
- داده ها ممکن است پیام یا نام تجاری سازمان را که به درستی شکل نگرفته است را کم رنگ کند
- ممکن است داده ها نشان دهند که سازمان دارای یک استراتژی نادرست است​​​
گذر از این مرحله معمولاً با تلاشی کارآفرینانه از درون آغاز می شود. کسی که برای پیشرفت در حوزه کاری خود نیاز به بهبود عملکرد ​دارد ، بدون نیاز به حکم سازمانی ، شروع به استفاده از داده ها می کند.​​
​​​2- کنجکاوری در مورد ​​​داده ها:
در این مرحله سازمان از وجود داده ها​​ اطلاع دارد و می داند که داده ها دارای ارزش ذاتی هستند ، حتی اگر ارزش آنها واضح نباشد. در این سازمان ها روی جمع آوری داده ها تمرکز می کنند و اغلب از ارزش بالقوه داده ها از طریق بررسی تامین کنندگان و سیستم های سازمانی آگاه می شوند:
​- تجزیه و تحلیل وب سایت سازمان​​
-تجزیه و تحلیل رسانه های اجتماعی​
-سیستم های CRM و ​فروش
- سیستم های ERP
- برنامه ریزی مالی و حسابداری
چه اطلاعاتی وجود دارد؟ چه ثروتی ممکن است در داده ها نهفته باشد؟ گذر از مرحله کنجکاوی به مرحله آگاهی،​ از کشف کردن ارزش واقعی داده ها که شرکت جمع آوری کرده است، آغاز می شود.
​​3- آگاهی از داده ها:
در مرحله آگاهی استخراج هر نوع ارز​شی  از داده ها رخ می دهد. شرکتهای آگاه در زمینه داده ها روی تجزیه و تحلیل تمرکز می کنند. داده ها چه می گویند؟ چه اتفاقی افتاد؟ این مرحله در تکامل یک شرکت همان چیزی است که آن را رژه ابزار می نامند. وقتی شرکت ها در بین داده های خود کاوش می کنند ، سر و کله ابزارها و فروشندگان آنها نمایان می شود. مانند:​
​​- ذخیره سازی داده ها
- تحلیل داده ها
- استخراج ، تبدیل و بارگذاری داده ها (ETL)
-محاسبات براساس تقاضا با فناوری Cloud-Computing​​
در این مرحله ارزش تاکتیکی داده ها به دست می آید: ​"اجازه ندهید که سازمان شما در این مرحله بماند" و "مسیر را ادامه دهید". از یافته های درون داده های خود در تولید استفاده کنید. بسیاری از سازمانها، سال ها در مرحله آگاهی​گیر می کنند - دستاوردهای تاکتیکی که در این مرحله به دست آمده است، به نظر می رسد برای جلب رضایت صاحبان سهام کافی باشد. بنابراین آنها سعی نمی کنند بیش از این سرمایه گذاری کنند تا به مرحله بعد بروند.
گذار به مرحله درک داده ها، به طور معمول بعد از این رخ می دهد که ابزارها از رده خارج می شوند. "ما این همه پول را برای چه چیزی خرج می کنیم؟" سؤالی است که در سازمان می شنویم . این سازمان ها آماده هستند برای اینکه به مرحله بعد جهش کنند.
​4- درک داده ها​​
در این مرحله سازمان متوجه می شود که داده ها صرفا دارای ارزش تاکتیکی نیستند؛ داده ها می توانند یک دارایی استراتژیک باشند. برای توسعه این ارزش استراتژیک ، سازمان ​​بجای چیستی توجه خود را به چرایی معطوف می کند و  به سمت توسعه بینش و بصیرت سوق می دهد.​
- چرا فروش سه ماهه گذشته افت کرد؟
- چرا مصرف کنندگان محصول کمتری از محصول ما خریداری کردند؟
- چرا میزان سرنخ (Lead) در هفته چهارم ماه کاهش یافته است​؟
- چرا X عملکرد اما Y خیر؟
در این مرحله سازمان بینش خود را از داده ها توسعه می دهد. بینش به معنای نگاه به درون است. هیچ یک از ابزارها جایگزین تحقیقات درونی در مورد داده ها و شیوه های تجزیه و تحلیل آنها​​​​ نیستند. حتی وقتی از ابزارهایی مانند نظرسنجی  و جمعیت شناختی استفاده می کنیم ،هنوز در حال بررسی این مسئله هستیم که در سازمان چه کاری می توانیم انجام دهیم تا توضیح دهیم که چرا چنین اتفاقی افتاده است.
گذار به محله درک داده ها زمانی اتفاق می افتد که بینش مشخصی راجع به آنچه اتفاق افتاده است و چرا به دست آوریم. وقتی این بینش ها را به ذینفعانمان توضیح دهیم ، اولین سؤال آنها باید این باشد: "خب، پس شما در مورد آن چه کار می کنید؟" این اولین قدم برای تبدیل شدن به مرحله داده محوری است.
​5- داده محوری​
سازمان های داده محور، تجزیه و تحلیل​ داده ها و بینش ها را برای پاسخ به سؤال "Waht Next" بکار می گیرند. سازمان هایی در این مرحله، در هر سطح و در هر قسمت از سازمان، داده ها را به عنوان یک منبع استراتژیک می شناسند. ما اغلب مواردی مانند این را در یک سازمان داده محور می شنویم:
- براساس داده ها ، باید سرمایه گذاری در سه ماهه بعدی را 23٪ افزایش دهیم.
- تجزیه و تحلیل ما درباره عدم موفقیت در بازاریابی ایمیلی نشان می دهد کمپین ما برای​ تلفن همراه مناسب نبوده است.
- هنگامی که از ما سؤال شد ، مشتریان به ما گفتند که از رنگ محصول نارنجی متنفر هستند. از طریق آزمایش و نظرسنجی، ثابت می شود که رنگ طلایی مشتری پسندتر است.
تصمیمات ​​​اتخاذ شده توسط این سازمانهای مبتنی بر داده ها هستند. داده ها یک دارایی استراتژیک هستند که از هر تصمیم  پشتیبانی میکنند. در یک سازمان داده محور ، هر جلسه برنامه ریزی براساسداده شروع می شود و هیچ تصمیمی بدون جمع اوری و سنجش تصمیمات قبلی ​ اجرا نمی شود.​
تبدیل شدن به یک سازمان داد​ه-محور
سیر تکاملی یک شرکت به یک سازمان داده محور با تلاش های کارآفرینانه آغاز می شود ، اما در پایان نیاز به پذیرش در کل سازمان است​. بدون پذیرش در تمام سطوح ، یک سازمان نمی تواند واقعاً مبتنی بر داده باشد.
حتی اگر تمام سازمان به یک سازمان داده محور تبدیل نشود ، واحدهای مختلف می توانند مستقلا سیر تمامل داده-محوری را طی کنند. این پنج مرحله فقط تمایز در سطح سازمان نیستند. بله مسیر تکتمل فردی نیز می تواند باشند.
فراتر از ارزش ذاتی که استفاده از داده ها دارد، این سفر یک مسیر ضروری برای آنهایی است که قصد دارند از علوم داده ، یادگیری ماشین و هوش مصنوعی استفاده کنند. در حال حاضر هیچ شرکتی نمی تواند در هوش مصنوعی موفق شود اگر قبلاً داده محور نباشد ​​.
نویسنده: احمدرضا خسروی
مرکز تحول دیجیتال سازمان مدیریت صنعتی

بهبود سلامتی و ارتقاء کیفیت زندگی به کمک تحول دیجیتال

شهری را می شناسم که در آن بیمارستان ها تمام اطلاعات نوزادان را به محض تولد در یک بانک اطلاعاتی یکپارچه ذخیره می شود. به هر نوزاد کد منحصر بفردی اختصاص می یابد و تعداد زیادی فیلد اطلاعاتی اعم از؛ وزن، قد، نژاد، قومیت، وضعیت سلامتی، داده های ژنتیکی، فاکتورهای متعددی که از خون نوزاد استخراج می شود، رنگ پوست و هر آنچه که به سلامتی نوزاد مرتبط است. این داده ها بصورت سرویس با رعایت سطح دسترسی و امنیت کافی در اختیار تمام مراکز درمانی مانند؛ بیمارستان ها، درمانگاهها، کلینیک ها، داروخانه ها، آزمایشگاهها، مراکز تصویر برداری و مطب ها قرار می گیرد. تمام مراکز درمانی موظفند، سوابق پزشکی و درمانی نوزاد را به محض مراجعه به مرکز درمانی، بطور دقیق ثبت و ضبط نمایند. داروخانه ها تمام داروهای تجویز شده را در سامانه یکپارچه ذخیره می کنند. آزمایشگاهها نتایج آزمایش ها را در بانک اطلاعاتی به روز آوری می کنند. تمام این اطلاعات بصورت یکپارچه در پروفایل نوزاد ثبت و نگهداری می شود. این بانک اطلاعات به بانک دیگری که شامل اطلاعات ژنتیکی نوزاد است متصل می شود.

این روند از دوران کودکی تا نوجوانی، جوانی، میانسالی و کهنسالی برای تمام افراد این شهر ادامه می یابد. بطوریکه تمام وقایع درمانی و پزشکی شهروندان در یک بانک اطلاعاتی عظیم، یکپارچه و منسجم نگهداری می شود. تمام نهادهای اجتماعی که به نوعی به این داده ها نیاز دارند، با رعایت اصول امنیتی و حریم شخصی، به این داده ها دسترسی دارند. مثلا هنگام مراجعه شهروند به یکی از مراکز درمانی، تمام سوابق پزشکی وی برای پزشک معالج نمایش داده می شود و پزشک براساس سوابق قبلی و نتایج داروهای تجویز شده قبلی، نسخه جدید می پیچد.

کلان داده های (Big Data) پزشکی بر روی یک پلتفرم هوشمند با کمک هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین (Machine Learning) الگوهای مرتبط با وضعیت سلامتی شهروندان را استخراج و تحلیل می کند و با تلفیق آنها با بانک ژنوم فرد، با دقت بالایی در مورد وضعیت آینده شهروند پیش بینی هایی می کند. مسئولین این شهر به همین جا بسنده نکرده اند و از تمام مراکز ورزشی، رستوران ها، خانه سالمندان و ... خواسته اند در صورت موافقت شهروند، اطلاعات مرتبط با سلامتی وی را برای این سامانه جامع ارسال نمایند. بدین ترتیب میزان کالری و نوع غذایی که شهروند مصرف کرده و حتی اینکه به چه میزان کالری سوزانده است نیز در این پایگاه اطلاعاتی درج می شود.

تمام این داده ها را بگذارید در کنار داده های پزشکی والدین، وابستگان و اقوام نزدیک و حتی آنهایی که سبک زندگی مشابهی با شهروند دارند. سامانه هوشمند و جامع می تواند ارتباط و همبستگی بین تمام داده ها را استخراج کرده و با دقت بالایی پیش بینی کند که چه آینده ای در انتظار سلامتی شهروند می باشد و برای بهبود وضعیت وی راهکارهایی را تجویز نماید قبل از آنکه شهروند نیاز به مراجعه به مرکز درمانی داشته باشد.پایش سلامتی بصورت آنی و در لحظه (Real-Time) تا حد زیادی از بروز بیماری ها جلوگیری می کند. و یا در صورت بیمار شدن، با کیفیت بالایی درمان را انجام می دهد.

این سامانه حتی برای مسئولین تجویزهای راهبردی ارائه میکند. اینکه چه داروهایی تولید شود، چه مراکزی بهتر عمل کرده اند، چه پزشکانی متعهدتر بوده اند و حتی در تدوین سیاستها و قوانین راهنمای خوبی می باشد.

این شهر خیالی می تواند تحقق یابد به شرط اینکه از ظرفیت های دیجیتال و فناوری های نوظهور عصر دیجیتال غافل نباشیم و طرز فکر و استراتژی مناسبی اتخاذ کرده و آنها را در یک مسیر صحیح راهبری کنیم.

نویسنده: احمدرضا خسروی

مرکز تحول دیجیتال سازمان مدیریت صنعتی

ریشه کنی گرسنگی به کمک تحول دیجیتال

یکی از اهداف 17 گانه توسعه پایدار که توسط سازمان ملل متحد دنبال می شود، ریشه کنی گرسنگی است. علی رغم وجود منابع غنی و فراوان در جهان، به دلیل پایین بودن بهره وری در فرایند تولید محصولات کشاورزی، عدم وجود نظام های توزیع عادلانه، تولید مواد غذایی ناسالم و سیاست های غلط در مدیریت پسماند، روز به روز بر گرسنگی و سوء تغذیه در جهان افزوده می شود.​​​

فرض کنید سیستم هایی در زنجیره غذایی مستقر شود که به کمک آنها، نیاز غذایی تمام ساکنان کره زمین با دقت بالایی تخمین زده شود. آمار دقیقی از زمین مساعد کشاورزی، آب و شرایط جوی مناسب و نیروی کار در بانک های اطلاعاتی ذخیره و به روز آوری شود، براساس پراکندگی جمعیت در نقاط مختلف زمین و ذائقه مردم آن مناطق، مناسب ترین محصولات کشاورزی به میزان لازم تولید و در شرایط مناسب نگهداری و به شیوه عادلانه و قیمت منصفانه توزیع شود. بدین ترتیب علاوه بر اینکه با کمترین آسیب به محیط زیست نیاز غذایی ساکنان کره زمین تامین شده است، بلکه میزان پسماند تولید شده به حداقل می رسد.

مزرعه ای را تصور کنید که به کمک سنسورهایی، اطلاعات وضعیت آفات را در یک شبکه بیسیم (Sensor Network) به مرکز ارسال می کند. در آن مرکز، داده ها جمع آوری شده و پردازش می شوند. با کمک الگوریتم های ویژه ای، داده ها تحلیل می شوند، و با کمک یادگیری ماشین (Machine Learning) تحلیل ها تقویت شده و نتایج بهتری به دست می دهند. براساس نتایج به دست آمده، تصمیم گرفته می شود به چه میزانی و از چه نوع سمی برای از بین بردن آفات استفاده شود. دستورالعمل لازم به پهبادهای (Drone) مخصوص ارسال شده و سم پاشی دقیقا در همان نقطه و به میزان مورد نیاز انجام می شود. بدین ترتیب در کمترین زمان ممکن (Real-Time) با صرف کمترین میزان سم، آفات به موقع از بین می روند در نتیجه کمترین آسیب به محصول و زمین کشاورزی وارد خواهد شد.

این یک نمونه بود از کاربرد فناوری های نوین و سیستم های اطلاعاتی در جهت ریشه کنی کرسنگی. به عبارتی با استقرار سیستم های هوشمند در زنجیره غذایی و هوشمند سازی تولید غذا، می توان امیدوار بود میزان گرسنگی در جهان به شدت کاهش یابد.

نویسنده: احمدرضا خسروی

مرکز تحول دیجیتال سازمان مدیریت صنعتی​

دستیابی به اهداف توسعه پایدار از طریق تحول دیجیتال در اقتصاد و توسعه مهارت های دیجیتالی

گسترش فن آوری اطلاعات و ارتباطات و بهم پیوستگی جهانی پتانسیل زیادی برای تسریع در پیشرفت بشر ، ایجاد پل ارتباطی دیجیتالی و توسعه دانش دارد، همانطور که نوآوری های علمی و فناوری در سراسر مناطق به اندازه پزشکی و انرژی متنوع است.

فناوری اطلاعات و ارتباطات کاتالیزوری برای دستیابی به موفقیتهای 17 گانه به شمار می روند.و روز به روز در فرآیندهای تولید گسترش می یابد. تحولات سریع در زمینه اینترنت اشیاء ، کلان داده ها ، رباتیک ، فناوری زنجیره بلوکی ، سنسورها ، هوش مصنوعی ، واقعیت افزوده و فناوری های نمونه سازی سریع، به طرز چشمگیری در حال عبور از تولید انبوه هستند.

این واقعه بی سابقه ، که اغلب به عنوان "چهارمین انقلاب صنعتی" یا "صنعت 4.0" خوانده می شود ، شتاب قابل توجهی یافته است. بنابراین دیحیتال ، عامل قدرتمند و تحول گرا است ، و اساساً چگونگی تولید و مصرف کالاها را تغییر می دهد، و  مدل های کسب و کار ، خدمات و رفتارهای جدید تجاری را توسعه می دهد.

همانطور که در شکل زیر مشاهده می شود، هر یک از اهداف توسعه پایدار توسط یکی از نظام های جامع اطلاعاتی محقق می شود. داده ها و اطلاعات نقش محوری در نظام های اطلاعاتی ایفاء می کنند. دسترسی آزادانه مردم به اطلاعات موجب رفع تبعیض و نابرابری خواهد شد، واسطه ها را کنار خواهد زد و موجب شفافیت شده و مانعی برای بروز فساد خواهد بود.


بطور مثال، نظام های ج​امع و هوشمند مدیریت زنجیره غذایی به ریشه کنی  گرسنگی و رشد اقتصادی همگان (واسطه زدایی) کمک خواهد کرد و این مهم می تواند در قالب استارت آپ هایی رخ دهد که در حوزه AgriTech فعالیت می کنند. در این بین نقش فناوری های نوظهور بسیار حائذ اهمیت است. فناوری اطلاعات و ارتباطات در نقش تسهیلگر، می تواند زمینه را برای تحقق این مهم فراهم نماید. فناوری مانند OpenAPI در توسعه نظام های جامع توسط استارت آپ ها بسیار مهم و حیاتی است.

برآورد نیاز غدایی مردم، مصرف آب و انرژی برای تولید براساس نیاز، توزیع عادلانه، مصرف بهینه و پسماند صفر (Zero Waste) از جمله کارکردهای AgriTech ها خواهد بود.

این چرخه را چرخه فزاینده اقتصادی می نامیم که دقیقا مانند یک اکوسیستم واقعی در طبیعت کار می کند و هیچ ضایعاتی برجا نمی گذارد. اگر فناوری بتواند این چرخه را شکل دهد، میتواند خساراتی را که تا قبل از این به اکوسیستم های محیط زیست وارد نموده است را جبران کند.


نویسنده: احمدرضا خسروی

مرکز تحول دیجیتال سازمان مدیریت صنعتی​

تکنولوژی های پیشران انقالب صنعتی چهارم


انقلاب صنعتی چهارم که در دهه اخیر آغاز شده است برآمده از پیشرفتهای تکنولوژیک در عرصه های مختلفی بوده است که در نهایت یکپارچگی و همگرایی این تکنولوژیها با یکدیگر منجر به بروز این انقلاب شده است. این انقلاب برآمده از 9 پیشرفت تکنولوژیک است. در این انقلاب سنسورها، ماشینها، اجزای کاری، و سیستم های فناوری اطلاعات به زنجیره ارزش تولید متصل می گردند. این سیستمهای به یکدیگر متصل سیستمهای (سایبر- فیزیکی) می توانند با استفاده از پروتکل های استاندارد اینترنت با یکدیگر تعامل کرده و با استفاده از تحلیل دادهها، به پیشبینی شکستها، ساماندهی آنها و تطبیق با تغییرات بپردازند. از سوئی دیگر این انقلاب امکان گردآوری و تحلیل داده ها را از ماشین ها فراهم کرده و تولید محصولاتی با کیفیت بالاتر با هزینه هایی پایین تر، فرآیندهایی سریعتر، به مراتب منعطف تر و به شدت کاراتر را فراهم می کند. در نهایت این انقلاب منجر به ارتقای بهره وری تولید، تغییر اقتصادی، رشد صنعتی و بهبود سطح رقابت پذریری شرکتها می گردد. همانطور که بیان شد، انقلاب صنعتی چهارم برآمده از 9 پیشرفت تکنولوژیک است که در تصویر بالا مشاهده می شود. این 9 فناوری عبارتند ا ز:

1- ​کلان داده ها (Big Data) که دارای حداقل 5 ویژگی؛ Value - Volume - Veracity - Velocity و Variety

2- ​​واقعیت افزوده

3- شبیه سازی

4- یکپارچگی عمودی و افقی

5- امنیت در فضای سایبری

6- روباتهای مستقل از انسان

7-اینترنت اشیاء (مهمترین محرک در صنعت 4)

8- محاسبات ابری 

9- تولید افزایشی (مانند چاپگرهای 3 بعدی​)


نویسنده: احمدرضا خسروی

مرکز تحول دیجیتال سازمان مدیریت صنعتی​

مدلهای ارزیابی بلوغ دیجیتال در سازمان ها

​سازمانها به منظور تدوین و طراحی نقشه راه و استراتژی تحول دیجیتال خود، ابتدا می بایست یک درک جامع و همه سویه از وضعیت کنونی سطح دیجیتال خود برسند. به همین منظور بلوغ سنجی دیجیتال را می­توانیم به عنوان اولین گام در تدوین نقشه راه تحول دیجیتال یک بنگاه و سازمان بدانیم. سازمانها با استفاده از یک مدل سنجش بلوغ به شکلی جامع و استاندارد، با دستیابی به یک رویکرد و درک صحیح از وضعیت کنونی دیجیتال، میتوانند نقاط قوت و ضعف دیجیتال را شناخته و در جهت رشد و پیشرفت خود در حوزه تحول دیجیتال برنامه ریزی کرده و به تدوین استراتژی بپردازند. بنگاهها در راستای دیجیتال سازی قبل از هر حرکتی برای دیجیتالی شدن، باید با بلوغ سنجی، وضعیت دیجیتال و آمادگی دیجیتالی خود را بسنجند تا بدانند که از کجا و به چه شکلی شروع نمایند. بلوغ سنجی دیجیتال میتواند قطب نمای مسیر مسافرت دیجیتال یک سازمان باشد که مسیر را برای سازمانها مشخص میکند. یک مدل بلوغ دیجیتال به عنوان یک ابزار کسب و کار بکار برده میشود تا بوسیله آن بتوان وضعیت فعلی ظرفیتها و قابلیتهایی که در درون یک سازمان وجود دارد را مشخص نمود و به کمک آنها وضعیت شفاف و روشنی در حوزه دیجیتال از طریق این مدل بدست آورد.

 نیاز سازمانها در حوزه دیجیتال با مدلهای بلوغ سنجی دیجیتال میتوانند تحول یافته و یا بهبود یابند. یکی از مدلهای بلوغ دیجیتال که به بررسی ابعاد مختلف دیجیتالی سازمانها می­پردازد مدل TM Forum است که بلوغ دیجیتال را از ابعاد مختلفی مثل: مشتریان، استراتژی، تکنولوژی، فرآیندهای عملیاتی، فرهنگ، کارمندان و سازمان مورد بررسی قرار میدهد. هر کدام از این ابعاد مولفه های تشریحی مخصوص به خود را داشته که در راستای بلوغ سنجی دیجیتال سازمانها مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرند. مدل بعدی بلوغ سنجی دیجیتال مربوط به شرکت مک کنزی میباشد، به منظور فهم و شناخت دقیق تر از چالشهای پیش روی کسب و کارها در خصوص مفهوم دیجیتالی شدن، مک کنزی به بررسی شناختی عمیق وضعیت سطح دیجیتال 150 شرکت در سراسر دنیا پرداخته است. با ارزیابی 18 فعالیت مرتبط با استراتژی دیجیتال، ظرفیتهای دیجیتال، و فرهنگ سازمانی، این شرکت توانست یک شاخص مجزا و قابل فهم و کاربردی برای بلوغ دیجیتال سازمانها را توسعه دهد. این شاخص و مدل خاص تحت عنوان عیار دیجیتال نامیده شده است. امروزه این شاخص طیف وسیعی از عملکرد دیجیتال را در شرکتها و سازمانهای بزرگ مورد ارزیابی و سنجش قرار میدهد. مولفه های اصلی که در مدل عیار دیجیتال مک کنزی مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از: 1- انتخاب استراتژی مناسب، 2- بررسی مقیاس ظرفیتهای سازمان در حوزه دیجیتال: خود دارای زیر بخش هایی از قبیل توانمند سازی داده جهت استفاده در تصمیم گیری، قابلیت برقراری اتصال و ارتباطات با تکنولوژیهای دیجیتال، ایجاد اتوماسیون و خودکارسازی فرآیندها میباشد. 3- ایجاد فرهنگ چابک و سریع و 4- سازمان و استعدادهای سازمانی (سرمایه انسانی) از مولفه های سنجش بلوغ دیجیتال سازمانها از دید شرکت مک کنزی هستند.

این مدلهای منتخب میتوانند جهت فرهنگ سازی و ارزشیابی سطح بلوغ سازمانها و بنگاهها مورد بررسی و استفاده قرار گیرند. مدل بعدی، مدل ارزیابی بلوغ شرکت دیلویت میباشد. این مدل که به اختصار DMM خوانده میشود ظرفیتهای دیجیتال سازمانها را در قالب 5 بعد از ابعاد کاملا صریح مطرح در کسب و کار مورد ارزیابی قرار میدهد تا یک دید جامع از بلوغ دیجیتال در سراسر سازمان ایجاد نماید. این ابعاد به ترتیب عباتند از: 1-مشتریان، 2-استراتژی، 3-تکنولوژی، 4-فرآیندهای عملیاتی، 5- سازمان و فرهنگ سازمانی.


نویسنده: امیرعطاردیان​​​​​​​​​​

مرکز تحول دیجیتال سازمان مدیریت صنعتی​

نقشه راه تحول دیجیتال

​فناوری­های دیجیتال در حال تغییر چهره و ماهیت فضای کسب و کار در دنیای امروزه است. بعضی کسب و کارها توانسته اند با این تغییرات همگام شوند و بسیاری دیگر شکست خورده اند. بسیاری توانسته اند با تکیه بر این تحولات عظیم و وسوسه انگیز، مدل های کسب و کار جدید ایجاد کنند، استارتاپ ها براحتی توانسته اند کسب و کارهای بزرگ را به چالش بکشند و بسیاری دیگر که خود را به موقع همگام نساخته اند شکست خورده و محو شده اند.

اما سوال مهم و مورد بحث اینجاست که چه چیزی توانسته است شرکت هایی موفق را از آنهایی که شکست خورده اند متمایز سازد؟ سوال اساسی این است که بنگاههای صنعتی چگونه باید با تحول دیجیتال همگام شوند تا بتوانند آن را بطور موثر رهبری نمایند. موضوع اساسی این است که تحول دیجیتال حول محور تکنولوژی نیست بلکه به گفته آقای دیوید راجرز موضوعی استراتژیک است که به سبک جدیدی از رهبری و تفکر نیاز دارد. این رویکرد یک شیوه جدید برای فکر کردن است در داخل سازمانهای صنعتی و در بطن محیط کسب و کار.

تحول دیجیتال نیاز به یک دید کلی از استراتژی کسب و کار دارد. تحول دیجیتال در بنگاهها به جای ارتقای زیر ساخت های فناوری اطلاعات به ارتقا و افزایش سطح دانش و مدل ذهنی استراتژیک کسب و کار وابسته است . فناوریهای دیجیتال در 5 حوزه مهم از استراتژی بنگاهها می­توانند تحول ایجاد نمایند. برای دستیابی به پیشرفت سازمانی، بسیاری از اصول استراتژی و قوانین کسب و کار در 5 حوزه نیازمند تحول و تغییر هستند.

1- مشتریان : تکنولوژی دیجیتال می تواند شیوه ارتباط با مشتری را تغییر دهد.در عصر حاصر و طی یک دهه گذشته، مشارکت مشتریان نقش حساس و پراهمیتی را در موفقیت کسب و کار بازی میکند و نحوه تعاملات با مشتریان بصورت دو سویه است. در عصر دیجیتال مفهومی با نام شبکه مشتریان مطرح شده است. مشتریان در عصر دیجیتال بطور پویا و فعال با یکدیگر و نیز با کسب و کارها در ارتباط و تعامل میباشند. آنها در قالب بسترهای دیجیتال بر هم دیگر تاثیر میگذارند و در میان این تعاملات شرکتها میتوانند برندهای خود را تشکیل دهند. ابزارها و تکنولوژیهای دیجیتال در حال تغییر در نحوه جستجو، یافتن، ارزشیابی، خرید محصول و به اشتراک گذاری تجربه حاصل از آنها است. با تغییرات دیجیتال شیوه جذب مشتریان نیز تغییر می یابد، چون اساسا نحوه حرکت مشتری و عکس العمل آنها و نیز شیوه تعامل با آنها تغییر یافته است.

2- رقابت: تکنولوژیهای دیجیتال در خصوص رویکرد بنگاهها درباره رقابت تغییر و تحولاتی را به وجود آورده است. با ظهور تکنولوژیهای دیجیتال، صنایع جدیدی به وجود آمده اند، مرزها و محدوده های صنایع تغییر یافته اند و رقابت در درون مرزها و محدوده های یک صنعت نیست. تجارت و فعالیتهای صنعتی در قالب پلت فرمهای دیجیتالی تغییر شکل پیدا کرده اند.

3- داده ها: با ظهور تحولات دیجیتال، بیشترین تغییر و تحول در حوزه داده ها بوده است. داده ها بخش اصلی و حیاتی تحول دیجیتال هستند و در قالب یک دارایی غیر مشهود کلیدی قابلیت ایجاد ارزش و مزیت رقابتی برای بنگاهها میکند. به عنوان مثال (Big Data) یا همان کلان داده پدیده ای مهم و حیاتی است که در بستر انقلاب دیجیتال پدید آمده است و قادر است سیل عظیمی از اطلاعات متنوع اقتصادی، اجتماعی، تجاری، تکنولوژیکی و غیره را پوشش داده و با قابلیت ویژه خود در قالب تکنولوژی دیجیتال حجم عظیم اطلاعات را به نحوی اثربخش مدیریت و هدایت کرده و اطلاعات مفید و پرکاربرد را برای تصمیم گیریهای استراتژیک سازمانها طبقه بندی نماید.

4- نوآوری: تکنولوژی دیجیتال بر شیوه های نوآوری که توسط کسب و کارها اعمال میشوند تحول ایجاد کرده است. ایده های جدید و خلاقانه به کمک و یاری تکنولوژی دیجیتال راحت تر و سریعتر از همیشه آزمایش میشوند و از این طریق صاحبان کسب و کار میتوانند بازخورد بازار و عکس العمل مشتریان را از همان ابتدا به وضوح بدست آورند.

5- ارزش آفرینی: تکنولوژی دیجیتال بر شیوه تفکر صاحبان بنگاهها در مورد خلق ارزش برای مشتریان و بازار هدف نیز میتواند ایجاد تحول کند. از طریق تحول دیجیتال و تکنولوژیهای انقلاب صنعتی چهارم، بنگاهها و کسب و کارها میتوانند یاد بگیرند که چگونه ارزش خلق شده پیشنهادی خود را بصورت پیوسته بروز رسانی کنند و با حوزه فعالیت خود تطبیق دهند.


نویسنده: دیوید راجرز-انتشارات سازمان مدیریت صنعتی

مرکز تحول دیجیتال سازمان مدیریت صنعتی

کارخانه مبتنی بر نرم افزار - Software-Defined Factory
انقلاب صنعتی چهارم، عبارتی تجمیعی برای تکنولوژی ها و مفاهیم زنجیره ارزش سازمان است. بر اساس مفاهیم تکنولوژیک سیستمهای سایبر – فیزیکی، اینترنت اشیاء و اینترنت خدمات، چشم انداز دستیابی به کارخانه هوشمند را تسهیل می کنند. در درون ساختار ماژولار کارخانه های هوشمند انقلاب صنعتی چهارم، سیستمهای سایبر فیزیکی فرآیندها را رصد کرده و یک کپی مجازی از جهان واقعی (Digital-Twin) ساخته و تصمیمات نامتمرکز می گیرد. علاوه بر اینترنت اشیاء، سیستمهای سایبر فیزیکی با یکدیگر و با افراد تعامل و همکاری می کنند. از طریق اینترنت خدمات، خدمات بین سازمانی و درون سازمانی پیشنهاد شده و بوسیلة مشارکت کنندگان در زنجیره ارزش مورد استفاده قرار می گیرد.

آنچه در پس تمام تحولات در انقلاب صنعتی 4 قرار دارد، حضور جدی فناوری های نرم افزاری است. بنابراین می توان گفت کارخانه هوشمند که دستاورد انقلاب صنعتی 4 است یک Software-Defined Factory یا کارخانه های مبتنی بر نرم افزار است.

 در انقلاب صنعتی چهارم، لازم است یک جریان مداوم اطلاعات بین دستگاهها و اجزاء، تعامل ماشین–ماشین، سیستم های تولیدی و بازیگران اصلی برقرار شود. با اینکار، دستگاهها، ماشینها و کارخانه ها می توانند از طریق اینترنت اشیاء به یکدیگر متصل شوند. یکی دیگر از موضوعات مهم در این همکاریها، همکاری انسان با ماشین است که در آن برخی از وظایف تولیدی بطور کامال خودکار انجام می گیرند.

در این سطح از همکاری، انسان ها با روباتها در اجرای وظایف کاری پیچیده و بدون ساختار همکاری می کنند. یک رابط کاربری پیشرفته (User Interface) نیز برای این ارتباط توسعه داده شده است که غالبا شامل سیستم های عملیات از راه دور و مبتنی بر محیط های واقعیت افزوده (Virtual Reality) هستند.

سنسورها و محرکهای جاسازی شده در قطعات، ماشین آلات و محصولات، به کمک نرم افزارها به سطحی از هوشمندی می رسند که در یک اکوسیستم یکپارچه، فرایندهای تامین، تولید و توزیع و در نهایت جریان ارزش  را هوشمند می کنند.


نویسنده: احمدرضا خسروی

مدیر مرکز تحول دیجیتال

1 - 10صفحه بعد